هنگامی که یک موتور الکتریکی بالاتر از حد حرارتی تعیین شده خود کار می کند، متخصصان تعمیر و نگهداری با یک تصمیم محوری مواجه می شوند. علیرغم این واقعیت که موتور همچنان به ارائه نیرو به طور مؤثر ادامه میدهد و بررسی سرویس معمول آن تا یک ماه دیگر موعد نمیشود، این وضعیت چالش مهمی را ایجاد میکند: آیا با پیشبینی اینکه دستگاه به طور معمول کار میکند، باید برنامههای سرویس از پیش تعیینشده را به شدت رعایت کنند. تا آن زمان یا باید فوراً برای رفع مشکل وارد عمل شوند؟ تصمیم تا حد زیادی به درک آنها از خرابی تجهیزات بستگی دارد.
برای متخصصان تعمیر و نگهداری زیرک، کار در چنین شرایطی نشان می دهد که موتور در حال حاضر از کار افتاده است و نیاز به توجه فوری دارد. تعبیر نادرست این علامت به عنوان یک نقص جزئی به جای یک خرابی بزرگ قریب الوقوع می تواند منجر به خرابی غیرمنتظره و هزینه های اضافی شود.
درک تفاوت بین "شکست" و "شکست" ضروری است، علیرغم اینکه این اصطلاحات اغلب به جای یکدیگر استفاده می شوند. "شکست" به هر نمونه ای اشاره دارد که در آن تجهیزات به زیر سطح عملکرد قابل قبول می رسد اما ممکن است به کار خود ادامه دهد. این سناریو به عنوان یک شکست واجد شرایط است زیرا کارایی را به خطر می اندازد و تجهیزات را به سمت خرابی نهایی در طول آنچه که می توان به عنوان "دوره توسعه شکست" نامید، مستعد می کند. از سوی دیگر، خرابی زمانی رخ میدهد که به طور کامل عملیات متوقف شود که مستقیماً ناشی از خرابیهای حلنشده انباشته شده در طول زمان است. به عنوان مثال، اگر دمای بیش از حد بالا در یک موتور الکتریکی ادامه یابد، ممکن است در نهایت باعث خرابی فاجعهبار اجزای حیاتی مانند شفتها شود.
هر دو سناریو - شکست و شکست - نشان دهنده چالش ها هستند. با این حال، تشخیص زودهنگام یک شکست قبل از اینکه به یک شکست کامل تبدیل شود، فرصت های مهمی را برای کاهش موثر خطرات ارائه می دهد.
تمایز بین نگهداری برنامه ریزی شده و برنامه ریزی نشده در مدیریت سیستم های عملیاتی ضروری است. توانایی شناسایی شکست بالقوه در مرحله توسعه فرصتی برای کاهش قبل از وقوع یک خرابی کامل فراهم می کند، بنابراین امکان برنامه ریزی استراتژیک را فراهم می کند. برعکس، زمانی که خرابی محقق شد، فرصتهای اقدامات پیشگیرانه از دست میرود، که بر تمایز و پیامدهای مرتبط با تعمیر و نگهداری برنامهریزیشده در مقابل برنامهریزینشده تأکید میکند که نشاندهنده مزایای استراتژیهای پیشگیرانه در مقابل واکنشی است.
پرداختن به خرابیهای سیستم به طور فعال به سازمانها اجازه میدهد تا زمانهای خرابی را برنامهریزی کنند که میتواند با دورههای غیرتولیدی همسو شود یا برای به حداقل رساندن تأثیر بر بهرهوری تنظیم شود. در مقابل، خرابی برنامهریزی نشده بدون هشدار در زمان خرابی تجهیزات رخ میدهد و فرصتی برای کنترل زمانبندی یا اقدامات مقدماتی باقی نمیگذارد، بلکه تنها اقدامی اصلاحی است.
کارشناسان صنعت به طور کلی از زمان توقف برنامه ریزی شده به دلیل این پارامترهای قابل کنترل حمایت می کنند. با این حال، واریانسها در استراتژیهای تعمیر و نگهداری اغلب به تفاسیر متفاوت در واژگان سازمانی در مورد «شکست» نسبت داده میشوند. مشاهده مثبت "شکست" به عنوان مقدمه ای برای تعمیر و نگهداری برنامه ریزی شده می تواند ادراکات را به سمت پذیرش چنین اختلالاتی به عنوان محرک های ارزشمند برای بهبود سیستم تغییر دهد.
در نهایت، رویکرد سازمان به سمت مدیریت یکپارچگی مکانیکی به طور قابل توجهی به فرهنگ تعمیر و نگهداری غالب آن بستگی دارد. این شامل این است که آیا تکنسین ها تشویق می شوند که به طور دقیق برنامه ها را رعایت کنند یا آموزش دیده اند همچنین علائم اولیه نقص را به طور فعال تشخیص دهند. آیا آنها بینظمیها را بهعنوان یک فراخوان برای اقدام اجباری در نظر میگیرند یا ترجیح میدهند تا زمانی که فواصل زمانی منظم ارائه شود، موقتاً کار کنند.
این عناصر پاسخها را نسبت به مسائل غیرمنتظره تجهیزات دیکته میکنند و بر کارایی کلی در چارچوبهای عملیاتی تأثیر میگذارند.
پرورش فرهنگ تعمیر و نگهداری که شکست ها را به عنوان فرصت هایی برای بهبود درک می کند ضروری است. مهم است که تلاشهای تکنسینهایی که مسائل را در مراحل اولیه توسعه آنها تشخیص میدهند و فعالانه در تجزیه و تحلیل علل ریشهای برای حل مؤثر این مشکلات در طول زمانهای از کار افتادگی برنامهریزیشده حل میکنند، به رسمیت بشناسیم و تحسین کنیم. خرابی ها و قطعی های برنامه ریزی نشده را به عنوان فرصت های یادگیری ارزشمند در نظر بگیرید. مهمتر از همه، به وضوح بین "شکست" و "خرابی" مشخص کنید تا تکنسین ها بتوانند به طور موثر به خرابی های احتمالی قبل از تبدیل شدن به خرابی های مهم تر رسیدگی کنند.

